تبلیغات
رمضان
کد لوگوهای سه گوشه
شمیم شهادت - به بهانه تولدت!
تازنده ایم رزمنده ایم و تا پای جان مدافع حریم ولایت هستیم و فدایی مولایمان حضرت حجت بن الحسن (عج)

به بهانه تولدت!

شنبه 29 مرداد 1390 03:57 ب.ظ

نویسنده : شمیم شهادت گمنام


23مرداد تولدش بود.

بابچه ها قرار گذاشتیم كه دسته جمعی به دیدارش بریم.اما برخلاف رسم همه ی تولدا ،ازش خواستیم كه اون به ما هدیه بده...

سخته وقتی ببینی بد جوری جاموندی...

اسمش محمد علی

محمد علی شاهچراغی

شهید محمد علی شاهچراغی

برادر شهید محمد علی شاهچراغی

دانشجوی سال سوم رشته فیزیك

مسئول فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور شیراز،كه در انفجار حسینیه سیدالشهداء(ع) مجروح و پس از 10روزتحمل رنج وسختی در دوم اردیبهشت سال 87به شهادت رسید.همونی كه همه ی وقت وتلاشش رو برای این دانشگاه ومسائل مربوط به اون كرده بود.كسی كه به گفته مادرش حتی برای بنای نمازخانه در دانشگاه خون دل خورد...

مادرش میگه:

همیشه  بهش یادآور می شدم كلا به همه بچه ها یادآور می شدم"دوست تو ازتو به باید     تا توراعقل ودین بیفزاید"  یه دوستی بگیر از خودت بهتر باشه تا چیزای بهتری یاد بگیرین.همیشه تشویقشون میكردم كه بیشتر با علما باشین .حتی میگن نگاه به خونه ی علما كرن هم ثواب داره ونگاه به آدم فاسق وكافركردن مكروهه ،به خاطر اینكه تو روحیه ی آدم تأثیر میذاره.

ازبچگی همیشه تو نماز جماعت شركت می كرد حتی با وجود اینكه سرویس داشت  میدوید زود می رفت مسجد نماز می خوند بعد می اومد خونه یا وقتی تابستون بود تو این گرما تا الله اكبر می گفتن اگه لقمه هم تو دهنش بود فوری می دوید وضو می گرفت می رفت نماز.

همیشه باوضو بود حتی شب كه می خواست بخوابه .نمازشبش ترك نمی شد.اهل قرآن بود.یا قرآن می خوند یا كتاب درسیش .همیشه خیلی علاقه داشت به ولایت فقیه ،ائمه اطهار(ع) ،پیامبران(ع)،به شهدا،مخصوصا شهید مطهری.شما هرجا نگاه بكنی عكس شهید مطهری هست ،عكس شهید آوینی هست.كتاب آقای مطهری خیلی مطالعه می كرد.

ازتجملات دوری می كرد حتی كت شلوار كه براش خریده بودم نمی پوشید.نماز جمعه اش هیچ وقت ترك نمی شد.كارای خیری كه می كرد نمی ذاشت هیچ كس بفهمه.می گفت قربة الی الله هست نباید كسی بفهمه.

همش دلش می سوخت كه چرا بعضی از مسؤلا واقعا خیلی چیزا رو فراموش كردن و اون جوری كه باید خدمت به انقلاب بكنن نمی كنن.

همیشه سعی خودشو می كرد یه كاری بكنه كه امام زمان (عج) خوشحال بشه چون میگن نامه اعمال ما رو هر جمعه میدن دست امام زمان (عج)...

از بچگیش یه شعری می خوند ،تو آخر مشقاشم همیشه اینو می نوشت: «خدایا چنان كن سرانجام كار     تو خشنود باشی و ما رستگار» و واقعا هم خدا حاجتشو برآورده كرد.

همینجوری انگار منتظر بود بگم ماد رضا هستم به رضای خدا.همون صبحش گفتن به شهادت رسید...

البته داغش برای من خیلی سخت بود.فراق دوریش برای من خیلی سخته.ولی جانش رو فدای امام زمان كرد.سرش رو فدای سربریده امام حسین كرد.دستش رو فدای دست قطع شده ی قمر بنی هاشم كرد.كمرشكسته اش رو فدای كمر شكسته ی حضرت زینب در كربلا كرد.بدن سوخته اش هم فدای حضرت زهرا كرد.چون خیلی حضرت فاطمه ی زهرا رو دوست داشت.

یه برگ سبزی بود تحفه ی درویش كه خیلی هم دوستش می داشتم تقدیم كردم به امام زمان (عج).الانم احساس می كنم همیشه پیشم هست.هیچ وقت احساس نمی كنم ازم دور باشه.همیشه وجودش رو احساس می كنم...

 

مادر شهید شاهچراغی راست میگه ،اصلا به همین دلیله كه بسیجی كه حالا به اسم اونه یه شور و حال عجیبی به خودش گرفته...

 

حالا ما وظیفه ای سنگین به دوش داریم ،كه باید راه برادر شهیدمان را ادمه بدهیم تا آخرین قطره ی خونمان!

 

                              برادر شهیدم تولدت مبارك! 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 11 شهریور 1390 06:45 ب.ظ

گالری تصاویر سوسا وب تولز